28

دیکتاتور درون؛ فرعون درون*؛ نفهم ِ درون… اینا خیلی بدَن! اینو تو برنامه ی «خرمنه سر» فهمیدم. دیکتاتور درون توئه که بهت اجازه میده که بقیه رو معطل خودت کنی؛ دیکتاتور درون توئه که بهت اجازه میده بدون توجه به حرفای سرپرست مسیر خودت رو بری؛ برای انداختن یه عکس ساده با دوربینِ توی دستت پای کسی رو له کنی؛ دیگران رو مجبور به سکوت کنی تا به آهنگ دلخواه خودت گوش بدن و بعد بگی «خوشحال و خرسندم که جنبه ی سکوت ندارین»؛ فرعون درونته که بهت اجازه میده وقتی سرپرست بهت میگه زودباش سریع جبهه بگیری که «من تازه رسیدم»؛ بهت اجازه میده که بگی بقیه عربده میکشیدن و….
تو مقیاس های کوچیک شاید اینا زیاد به چشم نیان ولی وقتی قدرت دست ِ تو باشه این فرعونِ درون میتونه خیلی بد باشه؛ خیلی…

*وحید از این اصطلاح استفاده می کنه…

26

پریروز که بچه ها تو دفتر بودن و وسط صحبتاشون من یهو احساس کردم باید یه چیزی بنویسم؛ رفتم اون یکی اتاق و صفحه وُرد رو باز کردم و شروع کردم به نوشتن! اولش قرار بود چند خط باشه اما یهو دیدم شده چهارتا شعر بلند. بعد تو اون یه ساعتی که مشغول نوشتن بودم حتی یه نفر م نیومد بپرسه «چیکار می کنی؟» !
من کلا آدم تنها و بی شعوری َم! 😐