60

متنفرم از اعتراض ِ بدون راه حل

اینو امروزی فهمیدم که اومدم دیدم بچه ها نشستن تو دفتر و دعواس سر اینکه نهار امروزو کی بخره و من آروم سرمو انداختم پایین و رفتم لوازم ماکارونی خریدم و اومدم و نیم ساعته نهارو آماده کردم؛ آماده که شد وحید گفت «حالا یعنی مثلا زودتر از نیمرو آماده شد؟» و من که سرش داد شدم خودتون غذا میپختین! به من چه! و وحید قهر کرد و رفت 😐