495

با خودم گفتم یا رومی رومی، یا زنگی زنگی. خب ستاره دوس نداره حرفی بزنه و لابد حق داره. شب 31 شهریور بود. نشسته بودم و با خودم فکر می‌کردم و بعد به این نتیجه رسیدم که هیچ چیزی مثل بلاتکلیفی بد نیست. روی همون کاناپه قرمزی نشسته بودم که دقیقا یه سال قبل تو همون ساعت، نشسته بودم و فکر می‌کردم که «فردا برم تهران یا نرم؟». اون شب هم با خودم فکر می‌کردم که ادامه دادنش هم اعصاب ستاره رو خرد می‌کنه و هم خودمو بلاتکلیف. گفتم دوباره هفت و ربع صبح که بیدار شدم یه مسیج می‌زنم که I’m Sorry ! خب من یه معذرتخواهی بهش بدهکار بودم. صبح بیدا شدم و مسیجو نوشتم و نفرستادم. مسیج موند تو درفت گوشی تا یکی دیگه هم به نامه‌های ارسال نشده اضافه شه! 🙂

493

توصیه‌ای که من همیشه در مورد عشق به دوستام می‌کنم اینه که اگه فک می‌کنین عاشق کسی شدین، قبل ابراز علاقه برید خودارضایی کنید. اگه بعدش حسی موند، که خب برید به طرف بگید. اگه نه که بیخودی نه خودتونو مسخره کنین نه طرف مقابل رو!
یه مقدار بی‌ادبانه س ولی توی 99% موارد جواب داده!