602

دو سه هفته‌ای هست که شدیدا استرس گرفتم. گمونم چنتا عامل با هم باعث شدن اینطوری بشم. اولیش اینه که من هر روز صبح از خونه میزدم بیرون و 9 شب برمی‌گشتم؛ الان که دانشگاه تموم شده نصف روز رو خونه‌ام و خب بیرون هم که نمیرم. دائما تو خونه یا محل کار بودن استرس محیط بسته رو بهم میده.
دلیل بعدی‌ش کاریه که قراره شروع کنم و خب خیلی فکرم رو درگیر کرده.
دلیل بعدی نتیجه کنکور ارشد سال بعده.
یه دلیل دیگه‌ش هم اینه که از ترجمه کتاب جدیدم خیلی عقب افتادم. درسته که قراردادی با ناشر ندارم ولی خب خودم می‌دونم حداقل 30 صفحه عقبم.
یه دلیلش حرفیه که اونروز به ندا گفتم.
اما دلیل اصلی‌ش گمونم این باشه که دو سه ماهه کوه نرفتم. فردا تحت هر شرایطی حتما باید برم کوهنوردی. کوهنوردی همیشه استرس رو از من می‌گیره.

601

حافظ حق داشت که بگه: من جرّب المجرّب حلة بالندامة…
وحید بعد یک و نیم ماه پیچوندن و الّاف کردنم تازه میگه که تو کار جدید نمی‌تونه باهامون همکاری کنه. اونم تو وضعیتی که تمام ابزار کار رو داده بودم بهش! نمی‌دونم چرا دوباره بهش اعتماد کردم.
هاوس راست میگفت: «آدما هیچوقت عوض نمیشن. فقط رفته‌رفته بیشتر به خود واقعی‌شون شبیه میشن»!

597

رشته اقتصاد دانشگاه باهنر کرمان قبول شدم و کلی دلیل دارم برای اینکه باید برم و کلی دلیل دارم که باید نرم دانشگاه.
اما لُبِ مطلب این میشه که باید برم چون «هجرت» کلا توصیه شده، از هجرت و سَفَره که حوادث بزرگ شروع میشه و نباید برم چون می‌تونم سال بعد علامه قبول شم.
تنها ترسم هم اینه که نرم و تنبلی کنم و نخونم و نتونم علامه قبول شم.

596

می‌دونی ساعت 8 که میای سر کار شارژ باطری گوشی‌ت 14% باشه و ساعت 3 که برمی‌گردی خونه 12% ینی چی؟ اون دو درصد هم بخاطر این کم شده که وای‌فای رو روشن کردم تا با کامپیوتر کانکت شم به گوشی و چنتا فایل بردارم از مموری‌م. :-))