641

شهین گیر داده بود که «رفیق! تو خیلی با آدم‌ها خوب برخورد می‌کنی. بلدی با هر کسی چطوری حرف بزنی. وقتی با خانم‌ها صحبت می‌کنی، با خودم می‌گم این آدم حتما عاشقه. قبلا عاشق بودی؟ الآن عاشقی؟»
چی باید می‌گفتم؟ النجاة فی الصّدق؟

641.png

640

کانال دانشگاه اطلاعیه کوهنوردی زده بود و یه آی‌دی هم گذاشته بود که اگه دوس دارید بیاید، با این آی‌دی در تماس باشید. چک کردم دیدم نوشته جمعه و سریع مسیج دادم که اگه میشه اسم منم بنویسید. از آخرین باری که رفته بودم کوهنوردی 5 ماهی می‌گذشت. گفت باشه و قرار شد جمعه ساعت 5.30 میدون استقلال باشم. جمعه هفته قبل صبح زود پا شدم رفتم محل قرار. یه ربع واستادم و دیدم خبری از اتوبوس دانشگاه نیست. زنگ زدم به سرپرست و جواب نداد. دوباره زنگ زدم و جواب داد و پرسیدم که: خیلی طول می‌کشه برسید؟
گفت: کجا؟
گفتم استقلال دیگه. برای کوهنوردی.
گفت: این هقته نیست که. تاریخ که زده بود بیستم. :-))
با شرمندگی فراوان خداحافظی کردم و قطع کردم.
یه هفته بعدش که میشه دیروز باهاشون رفتم کوهنوردی. خیلی خوشحالم که بالاخره تنبلی رو کنار گذاشتم.

640.jpg