۶۵۶

محرمی چند روز رفته مرخصی و من جانشینشم. بهم گفته بود یه جلسه داریم و باید نامه‌ش رو برا همه فکس کنم. افشار هم قبلش بهش گفته بود که وظیفه دبیرخونه نیست که نامه جلسات رو فکس کنم. گفتم خودم انجامش میدم، تو با خیال راحت برو مرخصی. نامه بابد برای رؤسای ادارات فکس می‌شد. بی‌سروصدا رفتم بالا سر دستگاه فکس و برا همه‌شون فکس کردم و اوکی تلفنی هم گرفتم. رسولی چند بار گفت بده کمکت کنم، از لج اون روز که چنتا زنگ قرار بود بزنه و چه هوچی‌گری‌ای کرد از هیچکدومشون کمک نگرفتم تا نشونشون بدم هر چقدر هم کارشون زیاد باشه، با آرامش و حوصله میشه بدون اینکه کسی رو اذیت کرد، انجامشون داد.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s