۶۸۱

چرا از اکثر آدمای اداره خوشم نمیاد؟ سوای اینکه رییسش پفیوزه، امروز ش. زنگ زده میگه اگه نمیای پادکستو بسازیم بیا توی یه قسمت اعلام کنیم که به‌خاطر مشکلی که برات پیش اومده تو دیگه نیستی و پادکست قطع میشه. خب فلان‌فلان‌شده معلومه وقتی ساعت کاری خودت زنگ می‌زنی میگی یه ساعت دیگه بیا پادکستو بسازیم، من نمیام. تازه دوبار قرار گذاشتیم عصرها کار کنیم که تو و ا. پیچوندید. توپ رو می‌ندازید تو زمین من که بعد به رئیس بگید ما می‌خواستی و فلانی براش مشکل پیش اومد؟ به همین خیال باش!

۶۸۰

لانگ دیستنس فقط این! :-))))
آخرین باری که با هم رفتیم کافه کی بود؟ هفته بعد تولدم. قبل از اون هم فروردین ۹۷، پنج ماه قبلش! بهونه هم این بود که ما که هر روز همدیگه رو می‌بینیم. بعد من این هر روز رو کردم هفته‌ای دو بار، بعد هفته‌ای یه بار و هی کم‌تر شد. قبل بریک‌آپ شد ماهی یه بار.
در هر حال چیزای زیادی یادم داد: «راست باز و پاک باز و امیر باش» دیگه مال این دوران نیست.

680.jpg

۶۷۹

برای یه کاری که با یه کد ملی، یه کد بیمه، و یه اثر انگشت حل میشه، ۲.۸ کیلومتر تو اتاق‌های تأمین اجتماعی راه رفتم و ۱۷ بار طبقاتو بالا و پایین کردم. تازه چون دو تا شعبه مختلف برام بیمه رد شده بود مجبور شدم برم از اون یکی شعبه پرونده‌م رو بگیرم. آخرش چی شد؟ پرونده باز مشکل‌دار بود و گفتن برو یه هفته دیگه بیا. گاییدمتون!

۶۷۸

فردا باید ببرم مدارکمو بدم اداره تامین اجتماعی. اداره برای یه سال باهام ۵ تا قرارداد بسته و فقط قرارداد آخر مهر داره. امیدوارم نگه که ببر همه رو مهر بزن. دلم نمی‌خواد ریختشونو ببینم. -_-
دولت غیرالکترونیک رو گاییدم. همه این کارا رو میشد با یه کد ملی و یه اثر انگشت انجام داد. -_-

۶۷۷

دیروز عصر زنگ زدم به ندا تا ببینم اگه شرکت باشه برم ببینمش. گمونم آخرین باری که دیدمش دو ماه قبل بود، کمی کمتر شاید. تو راه کلی حرف زدیم و پرسید: خونه نخریدی؟ گفتم نه، نیازی ندارم. گفت ینی چی؟ گفتم می‌خوام برم دکترا رو اون‌وَر بخونم و احتمال اینکه برگردم خیلی کمه. پرسید ینی ازدواج نمی‌کنی؟ گفتم نمی‌دونم! شاید اون‌ور ازدواج کردم، شایدم نکردم.
رسوندمش سر کوچه‌شون و وقتی داشت می‌رفت سمت خونه به قوس پشت کمرش نگاه کردم. یه زمانی نحوه ایستادنش هم برام جذاب بود. دلم براش سوخت. از اونجا رونده، از ابنجا مونده. چرا؟ چون نمی‌خواست تو الان من شریک بشه، دنبال شراکت تو آینده بود.
فکر کردم اگه اون جای من بود رفتارش چطوری بود؟ پوووف.

۶۷۶

بر خلاف دکتر ج، خانم دکتر خیلی بد سوال می‌ده. ۴ تا سوال میده، هر کدوم ۵ نمره. ظهر به س.ک مسیج زدم که شما تو کلاس علامت زدی که کجاها مهمه، اگه میشه بگو که من کل منابع رو نخونم. بعد هم که گفت امتحان بخش عمومی دارم و تو ترم قبل بالاترین نمره رو گرفتی بگو چی بخونم. بهش گفتم و کمی راهنمایی‌ش کردم. عصر ش. مسیج داده که ینی من انقد غریبه‌ام که تو سوالا رو از اون خواستی؟ نوشتم فکر نمی‌کردم سوالا رو داشته باشی، گفتم اگه داشته باشه حتما میگه!
ینی نهایت پرروییه این بشر! -_-