۷۰۶

علی گفت چکی که برای فرداس رو بفرستم اصفهان برای پول نرده‌های چوبی. دلم نمی‌خواست بفرستم چون یک چک داریم برای ۱۵ شهریور که باید نقدش کنیم. اربطی بالاخره بعد دو ماه یه چک آورد داد برای یه ماه بعد. هر چند که گاییدمش که رسما چک سه ماهه داده بهمون، ولی باز خیالم راحت شد و این چک رو می‌فرستم اصفهان.
مشتری پفیوز بدقولی نکنه من همه حساب‌وکتاب‌هام درسته؛ ولی امان از دست مشتری پفیوز!

۷۰۵

امروز با وحید و بوسف و مرتضی رفتیم کوه. کوه که چه عرض کنم، منقل و ذغال و زیرانداز، با ماشین برو، پیاده شو برو ده قدم اونورتر بساط کن املت بزن. واقعا انتظار داشتم لااقل نیم ساعت پیاده بریم. فقط اومده بودن از سر باز کنی که بگن آره بعد ۴-۵ سال دور هم جمع شدیم. این اذیتم نکرد. چی اذیتم کرد؟ اینکه اونا متاهل بودن و من مجرد. بعد در مورد اینکه چقدر تلاش کردن تا زنشونو حامله کنن حرف زدن. در مورد اینکه تو اواخر حاملگی و اوایل بچه‌دار شدن چقدر تو حسرت سکس بودن و از این حرفا.
قراره هر کی متاهل بشه اینجوری وقیح بشه و با دوستاش در مورد خصوصی‌ترین مسائل زندگی‌ش حرف بزنه؟ متاهل بودنتون رو گاییدم!

۷۰۴

نمی‌دونم چه شانسیه من دارم که وقتی کارمندم کارفرمام جاکشه، الان که خودم کارفرمام کارگرم جاکشه! نمی‌دونم چه کون وارونه‌ای کجا دادم که اینطوری شده.
اون از مشتری که نمیاد حساب‌کتاب بکنه، زنگ می‌زنم یکیشون جواب نمیده، یکیشون ریجکت می‌کنه، یکیشون الکی سه‌بار شماره کارت گرفته هنوز پول نزده به حساب. آخه کسکش جامعه رو اعتماد می‌چرخه دیگه. من دیگه از این به بعد چطوری اعتماد کنم برای کسی سفارش بزنم، بعد موقع گرفتن پولم اشکم دربیاد؟
از اون‌ور یکی از کارگرای جاکش از ۲۷ مرداد که توله‌ش به دنیا اومده نیومده سر کار. تو زاییدی یا زنت؟ از کون زنت بکش بیرون بیا سر کارت دیگه. زنگ زده میگه حقوق منو حساب‌کتاب کن، حساب کردم دیدم بیشتر بهش دادم و اون به ما بدهکاره. آخه با این وضعیت که کارهای مشتری مونده به خاطر کشادی شما چرا من باید بیارم پول اضافه به تو بدم؟
از اونور اون یکی جاکش رو به جای حقوق بر اساس کارکرد، ساعتی‌ش کردیم. ۸ صبح بیاد ۴ عصر گورشو گم کنه. موقعی که متری کار می‌کرد گشادیش می‌گرفت کارها رو نصفه می‌ذاشت، سر ماه هیچی هم دست خودشو نمی‌گرفت. هیچوقت که ۸ صبح نیومده، دو روز هم پیچونده و اصلاً نیومده. سر ماه ساعت کاری برام فرستاده دیدم همه رو زده ۸ صبح. بعضی روزا رو هم نگهش داشتیم اضافه‌کاری میگه اضافه‌کاریمو بده وگرنه نمیام. گفتم احسان ندارم، یه هفته دیگه میدم. نیومده سر کار. حالا مشکل کجاست؟ پول پیش خونه این کسکشو علی داده، پول گوشی‌ش رو علی داده، پول موتور زیر پاش رو علی داده؛ حالا آقا به خاطر ۲۰۰ هزار تومن نمیاد سر کار!
والله به خدا منم زیر دست بقیه کار کردم می‌دونم کار کردن یعنی چی. اون رئیس پفیوز اداره هفته‌ای یه روز مرخصی بدون حقوق به من نمی‌داد که برم به دانشگاهم برسم، اونوقت همین آقای احسان خان بهم میگه سه میلیون بده من می‌خوام برم زاهدان دیدن خونواده‌م، اونم نه به عنوان قرض، همینجوری.
گیر یه مشت جاکش پفیوز افتادیم.

۷۰۳

گایید با دخترش. بابا یه تخم سگی به دنیا اومده دیگه، هی باید استوریش کنی؟ ده روزگی دخترم. سه ماهگی دخترم. وقتی دخترم حموم میره. وقتی دخترم خوابه.

دیدن کف پای اون تخم جن شما اصلا جذابیتی برای ما نداره. چی می‌شد اون شبی که نطفه‌ش بسته شد باباش از کاندوم استفاده می‌کرد.

۷۰۲

همین الان یه پفیوزی اومد تسویه کنه. کارش رو ۱۵ تیر تموم کردیم؛ فاکتورش شده دومیلیون و صد و سی تومن. بعد از ۴۵ روز اومده برا تسویه، صد و سی تومن کارت کشیده؛ میگه بقیشو چک میدم برا ۱۵ مهر ماه. کسکش تا همین الانش تسویه تو چک ۴۵ روزه حساب میشه! حالا همین آدم برگشته میگه ۱۳۰ هکتار گندم کاشتم و خدا رو شکر امسال محصول خوبه!
اونوقت دندونپزشکم بهم گفت تو نصف هزینه رو نقد بده نصفشو چک دو ماهه، من خجالت کشیدم تمام هزینه رو چک تاریخ روز نوشتم!

۶۹۸

ک.ت
آبجو داشتم، دیروز که تولدم بود میخواستم بشینم با فرشاد بخورم و دو نخ سیگار برگ بکشیم با هم؛ ولی چون دندونمو کشیده بودم و سه تا دیگه رو پر کرده بودم نمی‌تونستم بخورم.
شب هم که باطری ماشین اونجوری به گا رفت و یه خرج اضافه گذاشت رو دستم. آخر شب هم داستان ندا پیش اومد! :))))
ک.ت.ج.ا.و.ا.و.آ.ه