۷۱۴

امروز میدونی به چی فکر میکردم؟
ندا یه بار اون اوایل شماره منو بلاک کرده بود. هی زنگ میزدم ریجکت میشد. بعد یادش رفته بود از بلاک درم بیاره. پیش اون پسره بود گمونم. شب رفتم دنبالش و گفتم بلاکم کردی که هی ریجکت میشم؟ گفت نه بلاک نکردم ولی دیدم که آنبلاکم کرد.
چطور میشه اینهمه تحمل کرد؟ ماها پر حوصله‌ایم. فقط خوب درس می‌گیریم از زندگی.
بهارک که می‌خنده میخوام دوباره تمام حرفایی که به ندا می‌زدم رو ورژن آپدیت‌ترش رو بگم بهش. بعد ندا یادم میفته میگم اینم مثل اون :)))

۷۱۳

برای دفترمون یه منشی می‌خواستیم و یه خانم حدودا سی‌وهفت-هشت ساله اومد و من خجالت کشیدم که بگم نیا.

شکر خدا خودش فردا sms زد که بخاطر اینکه بچه کوچیک دارم نمی‌تونم بیام.