۸۰۷

پسر چه شانس کیری‌ای دارم. دیشب خونه خاله بودم. آیسا گفت بریم ترقه‌بازی. یه دینامیت داشت شبیه آبشار بود. منم فکر کردم آبشاره. افتاد رو زمین با پاهام خواستم درست کنم، ترکید. هم کفشم به‌گا رفت، هم گوش چپم از دیشب داره زنگ می‌زنه. امیدوارم موقتی باشه و چند روز دیگه برطرف شه. شانسمو گاییدم.
تنها شانسی که آوردم اینه که با دستم درستش نکردم وگرنه الان انگشت نداشتم!

۸۰۶

مادرقحبه‌تر از اون مسافرکشی که همش می‌خواد پشت سه نفر رو سوار کنه، اون مسافری هست که می‌بینه پشت دو نفر نشستن، اما باز سوار میشه. جفتتون هم گاییدم!
نمی‌دونم مردم تهران چرا انقد جاکشن. کسکشا 21 سال بعد راه افتادن مترو هنوز یاد نگرفتن که باید اجازه بدی مسافر پیاده شه که تو سوار شی. مادر جنده جلوی در واستادی من چطوری پیاده شم. امروز از عمد به یکیشون تنه زدن که یعنی بکش کنار. کسکش‌خونه‌س رسماً!

۸۰۵

با هر ماه حقوق، می‌تونم هزینه‌های اون ماه رو بدم و برای یه ماه هم پول ذخیره کنم. قسطی زندگی کردن ینی همین. یعنی الان که حس می‌کنم آدمای این شرکت جدید هم از من خوششون نمیاد، رفتم دنبال ماین کردن دوج کوین. تا 80 روز دیگه می‌تونم اون قدری دربیارم که از پس اجاره و خورد و خوراک بر بیام، بعد از اون هم که تصاعدی میره بالا.نمیدونم. امیدوارم ماینینگم بعد یه سال به ماهی 300 دلار برسه که خیالم راحت راحت باشه و دیگه نخوام کار کنم و بشینم پای نوشتن و ترجمه.