۸۰۵

با هر ماه حقوق، می‌تونم هزینه‌های اون ماه رو بدم و برای یه ماه هم پول ذخیره کنم. قسطی زندگی کردن ینی همین. یعنی الان که حس می‌کنم آدمای این شرکت جدید هم از من خوششون نمیاد، رفتم دنبال ماین کردن دوج کوین. تا 80 روز دیگه می‌تونم اون قدری دربیارم که از پس اجاره و خورد و خوراک بر بیام، بعد از اون هم که تصاعدی میره بالا.نمیدونم. امیدوارم ماینینگم بعد یه سال به ماهی 300 دلار برسه که خیالم راحت راحت باشه و دیگه نخوام کار کنم و بشینم پای نوشتن و ترجمه.

۷۶۷

قطعا این روزها هم تموم میشه. این که دلت نمی‌خواد از سر ماه دیگه بری این شرکت کوفتی و توی فکر بعد از اونی که کار پیدا می‌کنی یا نه! آخر همه چی هم خوب میشه. اما خب با این همه استرس قطعا روزهای تو هستن که بد می‌گذرن!
البته بگذریم از این که کارفرما تو ایران گاوه. این از کارفرمای الانم؛ اون هم از بقیه که رزومه می‌فرستم حتی یه جواب نمیدن که رزومه رو گرفتیم. اون چند نفری هم که جواب دادن نوشتن رد درخواست به دلیل کمبود دانش! کمبود دانش آخه کسکش؟ من 13 سال سابقه کار تخصصی دارم؛ یه مدرک مهندسی با یه مدرک اقتصاد. با کلی کتاب و مقاله که نوشتم یا ترجمه کردم. دیگه چی باید داشته باشم؟ اگه می‌تونستم از این مملکت برم که هر دانشگاهی رو هوا منو به‌عنوان پژوهشگر جذب می‌کنه؛ اونوخ تو برام می‌نویسی کمبود دانش؟

۷۴۸

دیشب با مریم داشتیم هاوس رو می‌دیدیم. می‌گفت تو که از آدما بدت میاد چرا کاری رو انتخاب کردی که با مردم سروکار داره.
مث من. دلیلش؟ چون زندگی خرج داره. دارم فکر می‌کنم آدمی هست اطرافم که من ازش خوشم بیاد؟