۷۲۸

وقتی می‌گم کارفرما در هر شرایطی در ایران جاکشه می‌گید نه! بله عزیزان! حقوق فروردینمو که واریز نکردن هیچ، بیمه رو هم رد نکردن.
فکر می‌کنید از روی شکمم حرف می‌زنم چون خودم کارفرما نبودم؟ اتفاق بودم و چون نتونستم مثل اونا باشم جمع کردم!

۸۲۷

بله عزیزانم! صابخونه ۳۰ درصد ناقابل گذاشت رو اجاره خونه! تازه می‌گفت ما چنتا خونه‌ی دیگه هم داریم که تو چون خیلی خوش‌حساب بودی و سر وقت اجارتو دادی برای تو رو کمتر افزایش دادیم!
به من می‌گید چرا سوسیالیست شدی؟ عید من اون روزیه که آخرین مالک با روده‌های آخرین بنگاهی به دار کشیده بشه!
خشنه؟ خشونت پنهان توی مالکیت خصوصی رو ندیدید پس!

۸۲۴

ما اشرف مخلوقاتیم؟ ما واقعاً اشرف مخلوقاتیم؟ حتی مورچه‌ها هم تا ۱۰ صبح می‌خوابن اونوقت ما مجبوریم ۶ صبح بیدار شیم بریم به سرمایه‌داری خدمت کنیم!

۸۱۶

تتر وقتی منفی می‌زنه با کون میاد پایین، ولی وقتی می‌خواد بره بالا اوستورا اوستورا چیخیر! یه منفی می‌زنه، بعدش ۵ تا مثبت می‌زنه اما بازم به نقطه اول اون منفی نمی‌رسه!
البته این‌که دلار هم ریزش کرده بی‌دلیل نیستا! شانس مایه! حالا البته دلار هم فقط روی تتر و سورفیس ۱۰ تاثیر میذاره، به حال ما چه فرقی می‌کنه. روغن آفتابگردون ۱.۵ لیتری رو فروردین پارسال می‌خریدم ۱۲ تومن، پریروز خریدم ۴۰ تومن. روغن که ارزون نمی‌شه.

۸۱۴

کارفرمای ایرانی در بهترین حالتش جاکشه. حالا این جدیده آدم خوب و کار درستیه‌ها. ولی دیشب ساعت ۱۰ پیام داده مهندس امروز مشغول چه کاری بودی؟ گفتم فلان موضوع. خانم فلانی هم گفت این و این رو اضافه کنم، تا دیتاش رو پیدا کنم طول کشید. بعد گفت تو که صبح زود گفتی دو ساعت طول می‌کشه. گفتم یه چندتا چیز دیگه هم امروز گفتن اضافه کنم. گفت باشه دستت درد نکنه.

حالا من کل دیروز‌و واقعا داشتم کار می‌کردم و تا تموم نکردم نرفتم سراغ چیز دیگه‌ای. باید حتما دیروز می‌پرسیدی؟ :))

یعنی صاب مملکتو گاییدم که ۶ ماه وقت میذارم برای هر کتاب، اونوخ تیراژ میشه ۵۰۰ تا، حق تالیف یا ترجمه برای ۶ ماه میشه ۳ تومن! آخه ۳ تومن هزینه‌ی یه ماه زندگی من هم نیست خب! :)) کتابای تخصصی هم که بیشتر از ۵۰۰ تا اصلا خریدار نداره. کاش نوشتن و ترجمه کتاب واقعا شغل بود و نیازی نبود برم سر یه کار دیگه!

۸۰۷

پسر چه شانس کیری‌ای دارم. دیشب خونه خاله بودم. آیسا گفت بریم ترقه‌بازی. یه دینامیت داشت شبیه آبشار بود. منم فکر کردم آبشاره. افتاد رو زمین با پاهام خواستم درست کنم، ترکید. هم کفشم به‌گا رفت، هم گوش چپم از دیشب داره زنگ می‌زنه. امیدوارم موقتی باشه و چند روز دیگه برطرف شه. شانسمو گاییدم.
تنها شانسی که آوردم اینه که با دستم درستش نکردم وگرنه الان انگشت نداشتم!

۸۰۶

مادرقحبه‌تر از اون مسافرکشی که همش می‌خواد پشت سه نفر رو سوار کنه، اون مسافری هست که می‌بینه پشت دو نفر نشستن، اما باز سوار میشه. جفتتون هم گاییدم!
نمی‌دونم مردم تهران چرا انقد جاکشن. کسکشا 21 سال بعد راه افتادن مترو هنوز یاد نگرفتن که باید اجازه بدی مسافر پیاده شه که تو سوار شی. مادر جنده جلوی در واستادی من چطوری پیاده شم. امروز از عمد به یکیشون تنه زدن که یعنی بکش کنار. کسکش‌خونه‌س رسماً!